تاريخ : جمعه دهم آبان 1392 | 23:10 | نویسنده : پریسا
آدم‌ها گاهی می‌شکنند
ولي این طوری نیست که شکستن‌شان صدای تِق داشته باشد
و همه بفهمند که فلانی فلان ‌روز فلان ‌جا شکست !
شکستن آدم‌ها را شاید فقط بشود دیـد،
از خنده‌های يهويي شان که وسط جمع تحویل اطرافیان می‌دهند
یا حتی توی آینه به خودشان،
از تعداد موهای سفیدشان که یهو در گوشه‌ ای از سرشان پیدا میشود،
و شاید هم از قیافه‌شان که کمرنگ‌تر می‌شود
و خودشان که هر چه پرهیاهوتر می‌شوند در ظاهر،
در کنج‌شان بیشتر چال‌ می‌شوند و بی‌صداتر و آرام‌تر از همیشه‌شان ...
شکستن آدم‌ها را نمی‌شود شنید،
می‌شود "دیــد" که فلانی نه دیگر مثل قبلش و نه دیگر مثل خودش، هیچ کدام نیست ...!!!!



تاريخ : شنبه هفتم بهمن 1391 | 18:57 | نویسنده : پریسا

ایـن دیـوانگیـست ...

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این دیوانگیست ...


که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده ایم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه
یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

این دیوانگیست ...


که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه
یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این دیوانگیست ...

که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم
و به یاد داشته باشیم که همیشه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شانس های دیگری هم هستند
دوستی های دیگری هم هستند
عشق های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق های بهتری هم هستند




تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1391 | 18:23 | نویسنده : پریسا
در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
ساااااااااااااا ­ااااااااده....


تاريخ : دوشنبه سی ام آبان 1390 | 19:59 | نویسنده : پریسا
تو هم از ما نبودی!

تو هم مؤمن نبودی
بر گلیم ما و حتا در حریم ما،
ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
... دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.
تو هم با من نبودی!


تاريخ : چهارشنبه ششم مهر 1390 | 3:10 | نویسنده : پریسا

 

پشیمان میشوی از اینکه

فقط یک جمله ی ناقابل گفته ای "دلم گرفته"

مگر نه اینکه دل به همین دردها میخورد..

دلتنگی ..دلخوشی..دلشادی...پس من هم ..

... دل من هم حق دارد تنگ بشود..حتی بگیرد..

و کسی هم نپرسد چرا؟

سختتر از تحمل دلتنگی همین گشتن و پیدا کردن جوابی است

که چرا دلت گرفته؟ چرا دلتنگ شدی...؟

 

درد دل که می کنی با آدم ها

ضعف هایت را... درد هایت را ... ارزوهایت را ... دلخوشی و دلتنگیهایت را

می گذاری توی سینی و

تعارف می زنی به آدم ها

تا هر کدام که بخواهند را بردارند

تیز کنند

تیغ کنند

بزنند به روحت

به تنت ...

در اخر

هنوز برایشان باور نکردنی باشی



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 | 12:24 | نویسنده : پریسا
آدم ها را
فقط باید از کنارشان رد شوی
نه قضاوتشان کنی
... که به هیچ کارت نیاید
نه باورشان کنی
که آخرش دست خودت در حنایی مانده می ماند
نه دوستشان بداری
که حکایت تیپا خورده ی مغموم ورد زبانت شود
هر چه بزرگی روزهای مانده بیشتر می شود
دنیاکوچکی اش را بیشتر به رُخ می کشد
جان دلم
سرزمین موعود بهانه است
این جا کسی دلش برای ستاره ها نمی سوزد



تاريخ : شنبه بیست و ششم شهریور 1390 | 2:13 | نویسنده : پریسا
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری ،

" از ســادگی نیست" ،

شاید دیگه اونقدر واست مــهم نیستن که روشون حساس باشی !!



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 | 2:37 | نویسنده : پریسا
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود
گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم، میگیرد
گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود
گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد
.........گاهی آرزو میکنم ای کاش...
دلی نبود تا تنگ شود...
تا خسته شود...
تا بشکند



تاريخ : جمعه سی ام اردیبهشت 1390 | 12:28 | نویسنده : پریسا
 

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که این جا

بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها، به تو می اندیشد

و دلش از دوری تو دلگیر است....


مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که چشمش ،

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش اینست؛

زیر این سقف بلند،

هر کجایی هستی،

به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...


مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که دنیایش را،

همه هستی و رؤیایش را،

به شکوفایی احساس تو، پیوند زده

و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....


مهربانم، ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خیال است و سرور!


مهربانم، ای یار،

یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح،

گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی..

 



تاريخ : دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 | 1:17 | نویسنده : پریسا

دلت را بتکان،
اشتباهایت تالاپی می افتد زمین ، بذار همان جا بماند ،
فقط از لابه لای اشتباهایت یک تجربه را بیرون بکش …
قاب کن و بزن به دیوار دلت ……
دلت را محکم تر اگر بتکانی،تمام کینه هایت هم می ریزد….
و تمام آن غم های بزرگ…
و همه حسرت ها و آرزوهایت…..
محکم تر از قبل بتکان
تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای! هم بیفتد…..
حالا آرام تر، آرام تر بتکان تا خاطره هایت نیفتد……
تلخ یا شیرین چه تفاوت می کند؟!
خاطره ، خاطره ست باید باشد ... باید بماند…
کافی ست؟!!
نه هنوز دلت خاک دارد…یک تکان دیگر بس است..
تکاندی...؟؟!!
دلت را ببین! چقدر تمیز شد. دلت سبک شد!
حالا این دل جای * او* ست …
دعوتش کن ، این دل مال* او* ست
همه چیز ریخت از دلت همه چیز افتاد …و حالا…
حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه،
مشتی خاطره و یک * او*...
خانه تکانی دلت مبارک ...